Dusk | vkook"
"_این همه سال توی اون غار یخی حبس نشده که به هیچی نرسه یونگ!" "_تو به عشق در نگاه اول اعتقاد داری تيره و تاریک؟! _من... من نمیدونم جونگکوک، فکر میکنم وجود نداشته باشه! چطور انسان میتونه توی نگاه اول وقتی فرد رو خوب نمی شناسه بهش دل ببنده؟ اصلا انسان ها چطور جوری حرف میزنن که انگار اون فرد خیلی مهمه و جونش رو براش فدا کنه؟ ""وقت پرواز کردن نزدیکه پروانهی من..." "_وقتی خود خدا هم اشک بریزه... مخلوقاتش باید خون گریه کنن مگه نه ؟+مخلوقاتش از شدت درد میمیرن.. ""و اما تاریخی که تکرار شدنش کمر بسته به نابودی این قلب تازه جوانه زده... "_-_-_-_-_-_نویسنده: زهرا.دالروز های آپ: نامعلومکاپل اصلی: تهکوککاپل فرعی: هوپمین، مخفیژانر: رویال، راز آلود، رومانس، انگست، اسمات «اطلاع داده شده»، فانتزی، مخفی_-_-_-_-_-_Duskیعنی زمانی که خورشید کاملا غروب نکرده و، جهان در سپیدی و تاریکی به سر میبره…